Parte 11 - عمومی اطلاع رسانی
X
تبلیغات
رایتل

Parte 11

سه‌شنبه 28 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 09:54

Parte 11



گر چه بی تو زندگی آهنگ زیبایی ندارد

می روم چون عشق من در قلب تو جایی ندارد

 

هنوز شقایق نشدی ،زندانی زندان دقایق نشدی

وقتی که مرا از دله خود میرانی یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی (دوست خوبم نیما)

 

اگر ماه بودم به هرکجا که بودم سراغ تو را از خدا می گرفتم

و اگر سنگ بودم به هرکجا که بودی سر رهگذره تو جا می گرفتم

اما اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لبه بام من می نشستی

و اگر سنگ بودی به هرکجا که بودم مرا می شکستی (نیما)

 

وقتی میانه چشم هایت رقبتی نیست دیگر برای دل سپردن فرصتی نیست

بگذار تا عاشق ترین مردم بدانند بین من و دستانت هیچ نسبتی نیست (نیما)

 

کاش خداوند سه چیز را نمی آفرید

غرور را ، دروغ را وعشق را . تا انسان مجبور نباشد از روی غرور به عشق دروغ بگوید .

 

اگر بدانم که درخواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم

اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

 

گل اگر خشک شود ساقه اش می ماند

دوست اگر جدا شود خاطره اش می ماند

 

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند

حیف من زاده ی امروزم

خدایا جهنمت فرداست

پس چرا امروز می سوزم

قلبم رو شکستی ولی من بیشتر از قبل دوستت دارم

چون حالا هر تکه از قلبم تو رو جداگونه دوست داره

 

 

هیچگاه نگذار در کوهپایه های عشق کسی دستت را بگیرد که احساس میکنی روزی در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد

 

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه دیوار اتاقش پر عکس میشه اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی (S A S A)

 

شیشه ها فاقد احساس هستند اما وقتی بر شیشه بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم آرام گریست

 

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است ، کار من از گریه گذشتست به آن می خندم

 

آنچه را دوست داری بدست آور وگرنه مجبور می شوی آنچه را که به دست آورده ای دوست داشته باشی

 

اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شب هایم ، اگر حرفی زنم از گل تویی معنا و مفهومش

 

پشت شیشه برف می بارد در سکوت سینه ام دستی دانه اندوه می کارد

 

من نیز گاه به آسمان نگاه می کنم به ستاره ها ، نه به همه آنها ، فقط به آنها که به چشمان تو شبیه ترند

 

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد

به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد

 

 

من از زندگی هیچ نمی دانم جز آرزوی مرگ

 

دوست دارم چه توی خواب چه توی مرگ و بیداری

 

پدر عشق بسوزد که سوزاند جگرم

دوست دخترم مادر شد و من هنوزم پسرم

 

 

قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شکوهی دارد ایستادن بر روی دو پا آن لحظه که به زمین خوردم!!!

 

آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس میکنی ؛ به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است

 

دستانم بوی گل میداد ، به جرم چیدن گل مرا گرفتند اما هیچکس فکر نکرد شاید که گلی کاشته باشم !؟

 

عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک )

 

عشق در لحظه ای پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان ، این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است

 

آموزگار پرسید عشق چند بخش است؟ گفتم: یک بخش.

ولی وقتی ترا شناختم فهمیدم عشق سه بخش دارد: ?-عطش دیدنِ تو. ?-شوق با تو بودن. ?- اندوه بی تو بودن.

 

قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در یکی رنج و در دیگری شادی. نباید زیاد بلند خندید و گرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود. (فرانسیس کافکا)

 

بر سنگ مزارم بنویسید آزرده دلی خفته در این خلوت خاموش

زاده غم بود و ز غمهای جهان گشته فراموش

 

ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است . (آلبرت کامو)

 

ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است ، ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است



باتشکر فراوان از مهدی مفتخر زاده  بابت تمامی مطالب زیبا و خواندنی از او