Parte 15 - عمومی اطلاع رسانی
X
تبلیغات
رایتل

Parte 15

سه‌شنبه 28 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 09:03

Parte 15



بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم گرچه میدانم که عمری در غریبی زیستم . مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام . تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم . در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق . لب شکست از خشکی اما همچنان می ایستم . دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود .گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم . ای فریماه شب تار یاریم کن تا بدانم سایه گمگشته ای از کیستم

 

 چه رنجی از محبت ها کشیدیم برهنه پا به تیغستان دویدیم نگاه آشنا در این همه چشم ندیدیمو ندیدیمو ندیدیم سبک باران ساحل ها ندیدند به دوشِ خستگان باریست دنیا مرا در موج حسرت ها رها کرد عجب یار وفاداریست دنیا عجب آشفته بازاریست دنیا عجب بیهوده تکراریست دنیا

 

همه جا سردو سیاه رو لبام ناله و آه سر من بی سایبون نگهم مونده به راه دست من غمگین و سرد تو دلم یه گوله درد نه بهاری نه گلی پاییزِ پاییزِ زرد

 

شبامون آخ که تاریک و چه سرده - دل هامون جای غمه لونه ی درده تو رو بی من - من رو دور از تو گذاشته - چی بگم با من و تو دنیا چه کردی؟ آسمون با من و تو قهره دیگه - هرکدوم از ما تو یک شهر دیگه...

 

 شاد باش که از شادی تو دل شادم / تا شادی ز غم هر دو جهان ازادم / زندگی من همه خوشحالی توست / بی وفایم که وفایت برود از یادم/ دوست دار شما

 

 کاش مغز داشتم و مرگ مغزی می شدم و قلبم را به تو اهداء می کردم...!!!

 

و الهه ی عشق مرا صدا زد ... عشق را هیچ آرزو نیست مگر آنکه به ذات خویش در رسد. اما اگر شما عاشقید و آرزویی می جویید... آرزو کنید که ذوب شوید و همچون جویباری باشید که با شتاب می رود و برای شب آواز می خواند. آرزو کنید که رنج بیش از حد مهربان بودن را تجربه کنید. و چه زیباست دیدن شوق زندگی در چشمان یک دوست...

 

شکسپیر : طوری نیست اگه آدم واسه کسی که دوسش داره غرورشو از دست بده . . . ولی فاجعه است که به خاطر غرورش کسیو که دوست داره از دست بده

 

می دانی چرا قلب آدم دو بار پشت سر هم می زنه ؟ چون یکی واسه زنده ماندن خودشه یکی هم واسه زنده موندن عشقشه

 

 

نبودی بی تو پنهان گریه کردم

تو را دیدم و خندان گریه کردم

برای اینکه اشکامو نبینی

نشستم زیر باران گریه کردم

 

همیشه وقتی که گریه می کنی اونی که آرومت می کنه دوستت داره اما اونی که با تو داره گریه می کنه عاشقته

 

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

 

شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی

 

یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای همه ی عمر! ! !

 

800: هرگاه در وادی زندگی از غروب غم های بی عاطفه خسته شدی به یاد من باش که دلم به یاد توست

 

 

ای که مدتهاست بامن نیستی ،

من همانم ، که با من زیستی،

رنجهایم را شنیدی باز هم ،

عاقبت گفتی ، غریبه کیستی ....؟!

 

 

نگاهم کن که من محتاج آن چشمان دلتنگم

بگو با من دوباره راز مستی را

که من بی تو به یک دنیا شقایق دل نمی بندم

 

 

بگم سلام دل میگیره

بگم علیک دل میمیره

فقط میگم دوست دارم

اینجور دل آروم میگیره . .

 

هر کس که دلی داشت به دلدار سپرد

این دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز . . .

 

 

عشق یعنی تا ابد با من بمان

عشق یعنی هم نفس با من بخوان

عشق یعنی با منی دستم بگیر

بی توقع در ره جانم بمیر

 

 

گوهر خویش را مکن تقدیم هر ناقابلی

صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی

 

کو طبیبی تا شکافد قلب خونین مرا

تا ببیند من نمردم عشق تو کشته مرا

 

 عده ای مثل قرص جوشانند؛ در لیوان آب که بیاندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سر می روند اما کافی است کمی صبر کنی بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمترند...

 

 

 

من چه کنم خیال تو منو رها نمی کنه

اما دلت به وعده هاش یه کم وفا نمی کنه

من ندیدم کسی رو که مثل تو موندگار باشه

آدم خودش رو که تو دل اینجوری جا نمی کنه

 

هرکه را از دست میدهیم بی آنکه بخواهیم پاره ای از وجود ما را میبرد پس سعی کن کمتر از دست بدهی تا وجودت صد تکه نشود

 

900: تو که از کوچه ی مشتاق دلم می گذری

کوچه بن بست است باید دور بزنی!

 

جارو برقی با اینکه می دونه زباله راه نفسش رو می بنده، باز هم هورتش می کشه

...

جارو برقیتم آشغال!

دوست داشتن همیشه گفتن نیست

بلکه نگاه است و سکوت

زندگی کن و لبخند بزن

بخاطر آنهایی که با لبخندت زندگی میکنند

سحرگاهان که عرش کبریایی می سراید

نغمه توحید ، تو که آهسته می خوانی

قنوت لحظه هایت را میان

ربنای سبز دستانت ؛ دعایم کن

آنروز که همه دنبال چشمان زیبا هستند

تو به دنبال نگاه زیبا باش.

گل عشق تو هستم شبنمم باش

دلم دنیای زخمه مرهمم باش

ز درد بی کسی قلبم شکسته

تو شهر بی کسی ها همدمم باش

 

 

 

هر وقت تو زندگی رسیدی به جایی که یه در بزرگ با یه قفل گنده داره اصلا نترس!

چون اگه قرار بود باز نشه به جای در، دیوار می ذاشتن.

 

باغبان در را نبند من فرد گلچین نیستم، من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم.

 

ماه من پرده ازآن چهره زیبا بردار / تا فلک لاف نیاید که چه ماهی دارد

 

برای دل من، من از تو آن می طلبم

وز گمشده ی خویش نشان می طلبم

سر هر مصرع را بردار و بخوان

هر چه شد من از تو آن می طلبم!

 

 

گاهی وقتا زندگی تمام حواسشو جمع می کنه تا ببینه تو چی دوست داری تا درست همون ازت بگیره! کاش نفهمه من چقدر دوستت دارم!

 

 

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم

ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم

از زشتى کردار دگر خسته شدیم

محتاج دو پیمانه مى معرفتیم

 

 

گاهی وقتها از نردبان بالا می روی تا دستان خدا را بگیری

غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی.

 

ز مرگم هیچ نمی ترسم اگر دنیا سرم ریزد، از این ترسم که بعد از من گلم را دیگری بوسد

 

با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم

 

 

1000: اگرهردم نفسهایت به داغستان لبهایم گل تبخال رویاند/من این تبخال شیرین راکه تنهایادگارتوست به دنیایی نمی بخشم

 

2000: گفتمش یک بوسه خواهم از لبت ، گفتا مخواه    من بدهکارت نیم کزمن طلبکاری کنی    گفتمش یار وفادار توام ، گفتا بس است    من وفا کی از تو خواهم تا وفاداری کنی    گفتمش شد ارغوانی چهره ام از هجر ، گفت    می توان با اشک خونین چهره گلناری کنی

 

2500:  ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش    با ما چون نیستی باهرکه خواهی یار باش

 

تو که میدونی من زیاد به خیابون ها وارد نیستم میشه بگی باید از کدوم طرف قربونت برم ؟!!


 

باتشکر فراوان از مهدی مفتخر زاده  بابت تمامی مطالب زیبا و خواندنی از او